با انسان از خدا سخن گفتن زیباست.ما نمی توانیم به طور کامل ذات خدا را درک کنیم زیرا ما خدا نیستیم.اما می توانیم به شعور خود مجال دهیم تا با تجلیات مشهود خداوند رشد یابد.
هنگامی که عشق می ورزید مگویید: "خدا در دل من است"،بلکه بگویید: "من در دل خدا هستم".
ای هستی آگاه که پنهان از دیده ای،در جهان هستی و برای جهان هستی!تو می توانی صدایم را بشنوی،زیرا تو درون منی و تو می توانی مرا ببینی،زیرا تو بصیری؛لطف کن و در روح من دانه ای از حکمتت بکار تا در جنگل تو ببالد و از میوه های تو بیاورد.آمین!
روح در جست وجوی خداست،همان طور که حرارت به بالا می رود،یا آب،دریا را می جوید.توان جست و جو و میل جست و جو،دارایی ذاتی روح است.
و روح هیچگاه راه خود را گم نمی کند.همان طور که آب به بالا نمی رود.
همه روح ها در خداوند جمع خواهند شد.
نخستین اندیشه خداوند یک فرشته بود.
نخستین کلمه خداوند یک انسان بود.
من از آغاز اینجا بوده ام و تا پایان نیز خواهم بود؛زیرا وجود مرا پایانی نخواهد بود.روح انسان فقط پرتوی از آن مشعل فروزان است که خداوند در روز نخست آفرینش از خود جدا کرده است.
و اگر می خواهید خدا را بشناسید،در پی کشف رازها نباشید.
بلکه به گرداگرد خویش نگاه کنید،او را خواهید دید که با کودکانتان سرگرم بازی است.
و به آسمان بنگرید؛او را خواهید دید که در میان ابرها گام بر میدارد،در حالی که دست هایش را در آذرخش دراز کرده است و در باران پایین می آید.
او را خواهید دید که در گل ها می خندد،آن گاه به پا می خیزد و در لابلای درختان،دستانش را برای شما تکان می دهد.
ALI REZA
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر