۱۳۸۸ آذر ۷, شنبه

الاکلنگ

میدونی، اینهایی که اینجاست یه سری نوشته‌های بی‌سر و ته‌. یه سری دری‌وری. اینها یه سری واژه و کلمه و جمله‌های دربه‌دره معلق توی فضاست که همینجور بی‌هدف عینهو یه رعد و برق از ذهن میگذره. پس نمیشه بهش استناد کرد. نمیشه ازش یه بهونه ساخت. نمیشه ازش یه دستاویز ساخت و باهاش الاکلنگ بازی کرد و توی یه اقدام غیرمنصفانه من رو نشوند این سر الاکلنگ و اونوقت همه شماها برید بشینید اون یکی سرش. اینجور قضاوت کردن همیشه یه جاش میلنگه چون اون موقع که من پایینم شماها بالائید و اون وقت که من بالام شماها دارید از این پایین یه جاهای دیگه من رو تماشا می‌کنید. بواسطه این دری‌وری‌ها که نمیشه پیرهن عثمون رو به زور کرد توی تن و بدن. یه سری چیزها زوری نیست. فشار که بیاری از یه جای دیگه‌اش میزنه بیرون. تاول نیست که بترکونی و دیگه بهش فکر نکنی. هر چیزی جنبه میخواد و اندازه و ظرفیت. که متاسفانه ....!!!!

عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند

من خود این پیدا همی‌گویم که پنهان گفته‌اند
پرده بر عیبم بپوشیدند و دامن بر گناه
جرم درویشی چه باشد تا به سلطان گفته‌اند

ALI REZA

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر