در خویشتن باز نگر و شادمانه ترین روزهایت را در نظر آور و لحظه های گرم احساس قدر ت را .
Begin to see yourself as you were When you were the happiest . A nd strongest you,ve ever been
و نیك بیندیش آنان را كه با تو بودند و بكوش تا افسون شگفت زندگی را باز یابی
Begin to remember what worked for you ( and what worked against you ) . And try to capture the magic again
لحظه های شیرین كودكی را به خاطر آور كه هر روز عمری را زیست می كردی و سخت آغشته طبیعت بودی
Begin to remember how natural it eas when you were a child to live . a lifetime each day
كوله بار سنگین سالهای گذشته را به زمین گذار : سختی های روزگاران پیشین و گریه های دیروز كه در پژواك خویش گم می شوند
Begin to forget the baggage you have carried with you for years : the problems that don,t matter anymore
و نقش زایل شونده دلواپسی های رفته كه در طراوت امواج فرداها و اغازها نابود می شوند و می میروند
And the worries that are going to wash away on the shore of tomorrow,s new beginning
به فردا گوش فرا دار كه رسیدن روزهای نو را نوید می دهد .
Tomorrow tells us it eill be here every new day of our lives
كه روی تو از دشواری های قدیم بگردانی و بختی اگر پدید آید آینده را و خویشتن را
And give the future and ourselves a chance to become the best of friends
و این همه را تنها آرزویی كفایت كند در دل و ایمانی كه به تو می گوید .... باز ..بیآغاز
Sometimes all it talkes is a wish in the heart to let yourself........Begin....Again

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر